مجله شماره 58؛ اصلی ترین دلیل اعتماد به برندها چیست؟

مجله شماره 58؛ اصلی ترین دلیل اعتماد به برندها چیست؟

اعتماد به برند؛ از شفافیت تا خلق معنا

یادداشتی برای آژانس برندینگ و توسعه کسب و کار مافوق

در عصر و زمانه‌ای که مصرف‌کنندگان با انبوهی از گزینه‌های پیشرو مواجه‌اند و هر برندی با وعده‌هایی رنگارنگ در حال ارسال دنیایی از محرک‌ها به سمت ذهن مشتریان و مصرف‌کنندگان هستند، اعتماد به یک دارایی کمیاب و راهبردی تبدیل شده است. در واقع موضوع اعتماد در حال حاضر یک الزام است نه یک تعریف در بیانیه‌های پرطمطراق سازمان‌ها. اما این اعتماد از چه سازوکاری زاده می‌شود؟ پاسخ در تقاطعی پنهان میان تعاریف بنیادین برندینگ و روابط عمومی نهفته است. برندها دیگر نمی‌توانند با اتکا به شعارهای فاخر، محتوای هیجان‌انگیز و طنز و ترغیب‌کننده، سبد خرید مخاطب را پر کنند؛ آنها ناگزیرند قدم در راه توسعه شفافیت، پاسخگویی، چابکی و مردم‌داری برداشته و با حضور مستمر در کنار مردم سنجیده شوند. تحقیقات نشان می‌دهد که بیش از نیمی از مصرف‌کنندگان جهانی، روایتی درست، تصویر و هویت، شفافیت در عملکرد و ارتباطات را مهم‌ترین عامل انتخاب برند می‌دانند، و این آمار در میان نسل زد به‌مراتب بیشتر نیز می‌باشد. شفافیت، اما تنها نقطه آغاز است؛ آنچه اعتماد را از سطح یک محاسبه عقلانی به یک پیوند عاطفی و هویتی ارتقا می‌دهد، زنجیره‌ای است از مؤلفه‌هایی که هر حلقه آن بر استحکام حلقه دیگر می‌افزاید.

در مرکز این زنجیره، مفهوم اعتبار و پاسخگویی جای گرفته است. اعتبار، میراثی است که برند در طول زمان با وفای به عهد و کیفیت پایدار می‌سازد که البته کیفیت نیز به‌تنهایی یک الزام است اما زمانی که تکیه بر مفهوم پایداری می‌زند نشانگر تعهد و خلق ارزش خواهد بود؛ اما پاسخگویی، برخلاف تصور رایج که آن را به مکانیسم‌های شکایت‌رسانی تقلیل می‌دهد، در واقع نشانه بلوغ سازمانی و تعهد به مخاطب است. برند پاسخگو، نه تنها در مواجهه با خطاها شفاف عمل می‌کند، بلکه پیش از بروز مشکل، با سازوکارهای مشاوره‌ای و تعاملی، نیازهای پنهان مخاطب را رصد و برآورده می‌سازد. پاسخگویی، زمانی که با شفافیت گره می‌خورد، از یک وظیفه اداری به یک مزیت رقابتی تمام‌عیار تبدیل می‌شود. اما اعتماد، در عمیق‌ترین لایه خود، به در دسترس بودن و کنار مردم بودن وابسته است. برندهایی که خود را در پس‌پرده ساختمان‌های بلند و تابلوهای درخشان پنهان می‌کنند، هرگز نمی‌توانند به قلب مخاطب راه یابند. در دسترس بودن، نه به معنای پاسخگویی24 ساعته در شبکه‌های اجتماعی) که به فراخور نوع صنعت از اهمیت بسیار فراوانی برخوردار است(، که به معنای حضور زیسته در متن جامعه است. این یادداشت بر این اصل تأکید دارد که برند باید در رویدادهای محلی، پویش‌های اجتماعی، و حتی گفت‌وگوهای روزمره مردم حضور داشته باشد؛ نه به‌عنوان حامی مالی مقتدر، بلکه به‌عنوان یک همسفر و همدل و دغدغه‌مند در تمام نقاط تماسی که در جامعه با مخاطبان دارد و تا بتواند تسهیل‌گری و همراهی و همیاری با مخاطب را کاملاً محسوس و ملموس نشان دهد. این کنار مردم بودن، چیزی فراتر از یک استراتژی ارتباطی است؛ یعنی مردم‌داری به‌عنوان یک ارزش بنیادین سازمانی بوده و هویت و شخصیت انسانی برند

در کنار مخاطبان قرار می‌گیرد و خارج از مباحث سود و سرمایه در قامت یک انسان ایفای نقش می‌کند. از این نقطه، اعتماد به هویت و با مردم بودن گره می‌خورد. هویت برند، دیگر یک لوگو و شعار نیست؛ بلکه روایتی است از اینکه برند کیست، به چه چیزی اعتقاد دارد، و چگونه این اعتقادات را در کنش‌های روزمره‌اش بازنمایی می‌کند. هویت معتبر، هویتی است که با ارزش‌های جامعه مخاطب همسو باشد و در عمل، نه در تبلیغات، به اثبات برسد. بر روی 200 برند پیشرو نشان داد که برندهایی که هویت خود را بر پایه «با مردم بودن» تعریف کرده‌اند )مانند حمایت از حقوق کارگران، تنوع‌گرایی، یا دسترسی‌پذیری، پاسخگویی، حمایتگری، شفافیت و پاسخگویی و حل بحران به نفع مردم و حمایت برای اقشار کم‌درآمد(، به‌طور میانگین 2.3 برابر بیشتر از رقبای خود، از وفاداری عاطفی مخاطبان برخوردارند. این با مردم بودن، زمانی به اوج تأثیرگذاری می‌رسد که با خلق ارزش همراه شود؛ ارزشی که نه صرفاً اقتصادی، که اجتماعی و فرهنگی است. به خصوص با ظهور نسل زد، روایت‌گری، هویت، مسئولیت اجتماعی و حسن و تجربه و معنا روزبه‌روز مورد توجه بیشتری قرار می‌گیرند و عوامل اصلی انتخاب‌های برندها هستند.

اما گوهر نهایی اعتماد، در خلق ارزش و تجربه معنا نهفته است. مخاطب امروز، دیگر یک مصرف‌کننده صرف نیست؛ او موجودی معناگراست که به دنبال برندی می‌گردد که زندگی‌اش را غنی‌تر، پرمعناتر، و همسو با ارزش‌های درونی‌اش کند. نظریه ارزش مشترک بر این نکته تأکید دارد که برندهای ماندگار، ارزش اقتصادی را در دل ارزش اجتماعی تعریف می‌کنند و اقتصاد پولی را به سمت اقتصاد معنا سوق داده‌اند؛ به این معنا که هر خرید، هر تعامل، و هر تجربه کاربری، باید حسی از معنا را به مخاطب منتقل کند.

در نهایت، اصلی‌ترین دلیل اعتماد به برندها را باید در عملکرد نظام‌مند و راست‌آزمایانه آنها در زنجیره‌ای از شفافیت، پاسخگویی، حضور اجتماعی، هویت‌سازی، و خلق معنا جست‌وجو کرد. این مؤلفه‌ها نه در انزوا، که در تعامل پویا با یکدیگر عمل می‌کنند و شبکه‌ای از اعتماد را شکل می‌دهند که در برابر بحران‌ها و رقابت‌ها مقاوم است. برندهایی که اعتماد را نیک کمپین تبلیغاتی نمی‌بینند، بلکه یک فرهنگ سازمانی می‌دانند و آن را در تک‌تک رفتارهای خود بازتاب می‌دهند، در بلندمدت به مزیتی دست می‌یابند که رقبا به‌سادگی قادر به تقلید از آن نیستند. اعتماد، سرمایه‌ای است که نه با هزینه تبلیغات، که با هزینه همدلی، صداقت، و تعهد در طول زمان انباشته می‌شود؛ و همین سرمایه، مرز میان یک برند معمولی و یک برند ماندگار را ترسیم می‌کند.

آژانس برندینگ مافوق

مافوق را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

مهمان ویژه ژورنال
جناب آقای یاشار گلدوست

جناب آقای یاشار گلدوست

سرپرست بازاریابی ، فروش و روابط عمومی شرکت سنوپارس

درخواست شما ثبت شد

کارشناسان پس از بررسی ظرف 48 ساعت کاری آینده با شما ارتباط خواهند گرفت

سفارش هویت بصری

motion graphic

"*" indicates required fields

این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .

سفارش هویت بصری

visual identity

"*" indicates required fields

این فیلد برای اعتبار سنجی است و باید بدون تغییر باقی بماند .
بازه زمانی مورد نظر خود را انتخاب کنید

سفارش تولید محتوا

content creation

"*" indicates required fields