اگر بخوام بر اساس تجربهای که خودم توی این نزدیک به ده سال فعالیت در حوزه فناوری و هوش مصنوعی داشتم جواب بدم، به نظرم اصلیترین دلیل اعتماد مردم به یک برند، حرفهایی نیست که اون برند درباره خودش میزنه؛ تجربهایه که مردم از اون برند دارن. یعنی در نهایت مردم با تبلیغ به شما اعتماد نمیکنن، با چیزی که از شما میبینن و تجربه میکنن اعتماد میکنن.
من این موضوع رو توی پروژههای مختلفی که طی این سالها داشتیم خیلی جدی لمس کردم. چه در «ویرامد» که در حوزه سلامت و فناوریهای هوشمند فعالیت میکنه، چه در پروژههایی مثل «سامانه جاده ابریشم» و چه در پروژههای دیگهای که در مجموعههای ویراسگالکارو و افق آتی ویرا طراحی و توسعه دادیم. وقتی شما یک محصول هوشمند میسازید، مخصوصاً وقتی پای حوزه حساسی مثل سلامت وسطه، دیگه نمیتونید فقط بگید «ما هوش مصنوعی داریم» یا «فناوری ما خیلی پیشرفته است» و انتظار داشته باشید کاربر به شما اعتماد کنه.
کاربر میخواد بدونه این سیستم واقعاً چقدر قابل اتکاست، اطلاعاتش کجا میره، اگر مشکلی پیش بیاد چه کسی پاسخگوئه و اصلاً آیا چیزی که بهش وعده داده شده، در عمل هم اتفاق میافته یا نه.
برای خود من همیشه یک سؤال خیلی مهم وجود داشته؛ اگر من جای کاربر بودم، آیا به این محصول اعتماد میکردم؟ این سؤال شاید خیلی ساده به نظر بیاد، ولی در طراحی یک محصول خیلی چیزها رو تغییر میده. از نحوه طراحی تجربه کاربر گرفته تا شفافیت اطلاعات، پشتیبانی، امنیت، کیفیت سرویس و حتی نحوه برخورد ما وقتی یک جایی اشتباه میکنیم. به نظرم برند واقعی دقیقاً اونجایی خودش رو نشون میده که همهچیز خوب پیش نمیره. وقتی مشکلی پیش میاد، مشتری ناراضیه یا یک تصمیم اشتباه گرفته شده، اون موقع مشخص میشه یک مجموعه واقعاً چقدر به چیزی که ساخته و به آدمهایی که بهش اعتماد کردن متعهده.
یک نکته دیگه هم هست که به نظرم امروز خیلی مهمتر از گذشته شده. مردم دیگه خیلی راحت حرف برندها رو قبول نمیکنن. اطلاعات زیاده، تجربه بقیه رو میبینن، مقایسه میکنن و خیلی سریع متوجه میشن چیزی که یک برند درباره خودش میگه با واقعیتی که کاربر تجربه میکنه یکی هست یا نه. بنابراین به نظرم اعتماد دیگه یک ابزار مارکتینگ نیست؛ یک دارایی واقعی برای کسبوکاره. چیزی که شاید سالها طول بکشه ساخته بشه، ولی ممکنه با چند تصمیم اشتباه خیلی سریع از بین بره.
اگر بخوام خیلی ساده و از نگاه خودم بگم، من فکر میکنم مردم به برندی اعتماد میکنن که لازم نباشه مدام از خودش تعریف کنه. برندی که کارش رو درست انجام بده، وقتی اشتباه میکنه مسئولیتش رو بپذیره، وقتی قولی میده بهش عمل کنه و در طول زمان همون کیفیت و همون رفتاری رو که از خودش نشون داده حفظ کنه. شاید در نهایت مهمترین چیزی که ما به عنوان مدیر و سازنده یک محصول باید دنبال کنیم این نباشه که «چطور مردم رو متقاعد کنیم به ما اعتماد کنن»، بلکه این باشه که چطور محصول و مجموعهای بسازیم که مردم دلیلی برای بیاعتمادی بهش نداشته باشن. برای من، اعتماد دقیقاً از همینجا شروع میشه.



